حیوانآزاری، حلقه مغفول زنجیره خشونت
ضرورت جرمانگاری و فرهنگسازی در حقوق ایران
حیوانآزاری در نگاه نخست ممکن است صرفاً رفتاری غیراخلاقی علیه موجودی بیدفاع به نظر برسد؛ رفتاری که آثار آن به همان حیوان محدود میشود. اما بررسیهای علمی و مطالعات حوزه خشونت نشان میدهد که نمیتوان موضوع را تا این اندازه ساده تلقی کرد. حیوانآزاری در برخی موارد با رفتارهای پرخاشگرانه، بزهکاری، کودکآزاری و خشونت میانفردی همراه است. بهویژه تکرار این رفتار در دوران کودکی و نوجوانی میتواند با افزایش احتمال بروز رفتارهای خشونتآمیز در آینده ارتباط داشته باشد. یک مرور نظاممند بر ۳۲ مطالعه نیز ارتباط میان حیوانآزاری و برخی اشکال رفتارهای ضداجتماعی و خشونتآمیز را گزارش کرده است.
البته از این یافتهها نمیتوان نتیجه گرفت که هر فرد حیوانآزار الزاماً به انسان نیز آسیب خواهد زد؛ این رابطه قطعی و اجتنابناپذیر نیست. اهمیت موضوع در جای دیگری است: حیوانآزاری میتواند یکی از نشانههای قابلتوجه در الگوی رفتار خشونتآمیز باشد و از این جهت، بیتوجهی به آن ممکن است بخشی از فرایند پیشگیری از خشونت را از دید سیاست جنایی پنهان کند.
این اهمیت در حوزه خشونت خانگی نیز آشکارتر میشود. مطالعات انجامشده درباره خشونت علیه شریک عاطفی نشان دادهاند که حیوانآزاری در برخی روابط خشونتآمیز نهتنها همزمان با خشونت علیه انسان رخ میدهد، بلکه گاهی بهعنوان ابزاری برای تهدید، کنترل و وارد کردن آسیب روانی به قربانی مورد استفاده قرار میگیرد.
از این منظر، حمایت کیفری از حیوانات را نباید صرفاً حمایت از حیوان دانست؛ بلکه میتوان آن را بخشی از سیاست پیشگیری از خشونت در جامعه تلقی کرد. کودکی که در معرض آزار حیوانات قرار میگیرد یا خشونت علیه آنها را رفتاری عادی و سرگرمکننده میبیند، ممکن است در محیطی رشد کند که در آن اعمال خشونتآمیز قبح خود را از دست داده است. بنابراین، فرهنگسازی، آموزش کودکان و مسئولیت خانواده، مدرسه و رسانه، در کنار جرمانگاری، هر یک بخشی از سیاستی جامع برای کنترل خشونت به شمار میروند.
خلأ حمایت کیفری از حیوانات در حقوق ایران
با وجود این اهمیت، حقوق کیفری ایران همچنان فاقد نظامی جامع و مستقل برای حمایت از حیوانات است. ماده ۶۷۹ قانون مجازات اسلامی در بخش تعزیرات، کشتن، مسموم کردن، تلف یا ناقص کردن عمدی و بدون ضرورتِ حیوان حلالگوشت متعلق به دیگری یا حیواناتی را که شکار آنها از سوی دولت ممنوع شده است، جرمانگاری کرده است.
محدود بودن قلمرو این حکم سبب میشود بسیاری از مصادیق رایج حیوانآزاری، بهویژه درباره حیوانات بیصاحب یا برخی حیوانات خانگی، بهسادگی در چارچوب این ماده قابل انطباق نباشند. در نتیجه، خلأ یک عنوان کیفری عام و روشن در زمینه حیوانآزاری همچنان موضوع بحث حقوقی است.
پرسش مهمتر این است که آیا جرمانگاری رفتارهای آسیبزننده به حیوانات با مبانی حقوقی و اسلامی جمهوری اسلامی ایران سازگار است؟ پاسخ را نمیتوان صرفاً با مقایسه حقوق ایران با نظامهای غربی جستوجو کرد. در منابع اسلامی، آزار بیدلیل حیوانات مورد نکوهش قرار گرفته و در برخی دیدگاههای فقهی، آزار حیوانی که ضرری برای انسان ندارد، جایز دانسته نشده است. همچنین، اگر حیوان متعلق به شخص دیگری باشد، آسیب رساندن به آن میتواند افزون بر جنبههای دیگر، واجد جنبه حقالناسی و مسئولیت جبران خسارت باشد.
بنابراین، میتوان از ظرفیت نهاد تعزیر برای طراحی سیاست کیفری متناسب با حیوانآزاری بهره گرفت. جرمانگاری رفتارهایی مانند شکنجه، وارد کردن صدمات عمدی و غیرضروری، کشتن بدون ضرورت، مسمومسازی، قطع عضو و رهاسازی حیوان در شرایطی که به رنج و آسیب جدی آن منجر شود، میتواند با رعایت ضوابط شرعی و اصول مسلم حقوق کیفری، در قالب قانونی روشن و محدود به رفتارهای واقعاً زیانبار صورت گیرد.
تجربه آلمان؛ الگویی برای مطالعه تطبیقی
در این زمینه، حقوق آلمان نمونهای قابلتوجه برای مطالعه تطبیقی است؛ نه به این معنا که نظام حقوقی ایران باید عیناً از قانون آلمان تقلید کند، بلکه از این جهت که میتوان حمایت از حیوانات را به سیاستی قانونی و منسجم تبدیل کرد.
قانون اساسی آلمان در اصل ۲۰a، حمایت از حیوانات را در کنار حفاظت از بنیانهای طبیعی زندگی، در شمار وظایف دولت قرار داده است. افزون بر آن، ماده ۱۷ قانون حمایت از حیوانات آلمان، کشتن مهرهداران بدون دلیل موجه و وارد کردن درد یا رنج قابلتوجه به آنها را در شرایط مقرر، مستوجب حبس تا سه سال یا جزای نقدی میداند. این قانون همچنین امکان ممنوعیت نگهداری یا سرپرستی حیوانات برای شخص محکوم را پیشبینی کرده است.
الگوی قابل استفاده برای ایران، بنابراین، نه کپیبرداری از قانون آلمان، بلکه اقتباس از منطق تقنینی آن است: تعریف دقیق حیوانآزاری، تعیین رفتارهای ممنوع، تفکیک تخلف از جرم، پیشبینی ضمانت اجراهای متناسب، امکان منع موقت یا دائم مرتکب از نگهداری حیوان در موارد شدید و ایجاد سازوکار مشخص برای گزارش و رسیدگی.
امکان قانونگذاری در چارچوب حقوق داخلی
تصویب چنین قانونی لزوماً به ایجاد نظامی حقوقی کاملاً مستقل و بیگانه با ساختار موجود نیاز ندارد. میتوان با الحاق مواد مشخص به کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی یا تصویب قانون خاص حمایت کیفری از حیوانات، چارچوبی متناسب با اصول حقوق کیفری ایران ایجاد کرد.
پیشنویسهای تقنینی پیشین در ایران نیز نشان دادهاند که امکان طراحی چنین مقرراتی در ساختار حقوق داخلی وجود دارد. برای نمونه، در پیشنویس لایحه تعزیرات سال ۱۴۰۱، مادهای به آزار، ضربوجرح شدید و نامتعارف، مسمومسازی و شکنجه حیوانات اختصاص یافته بود. همچنین، لایحه حمایت از حیوانات که در سال ۱۴۰۰ به دولت و سپس مجلس ارائه شد، فصلی مستقل را به حیوانآزاری اختصاص داده بود؛ هرچند وضعیت تقنینی این طرحها با تصویب و اجرای یک قانون جامع یکسان نیست.
فرهنگسازی؛ مکمل ضروری جرمانگاری
در کنار جرمانگاری، فرهنگسازی اهمیتی بنیادین دارد. قانون کیفری بدون تغییر نگرش اجتماعی، عمدتاً پس از وقوع آسیب وارد عمل میشود؛ در حالی که آموزش احترام به حیوانات از دوران کودکی میتواند پیش از شکلگیری الگوهای خشونتآمیز مداخله کند.
مدرسه، خانواده، رسانه و حتی نهادهای قضایی و انتظامی میتوانند در ایجاد این فرهنگ نقش داشته باشند. گزارش و مستندسازی موارد حیوانآزاری نیز باید رفتاری مسئولانه و اجتماعی شناخته شود، نه اقدامی حاشیهای یا کماهمیت.
آموزش باید به کودکان و نوجوانان بیاموزد که برخورد مسئولانه با حیوانات، بخشی از احترام به موجودات زنده و پرهیز از خشونت غیرضروری است. همزمان، آگاهیبخشی عمومی درباره راههای گزارش موارد آزار و شیوه برخورد ایمن با حیوانات میتواند به کاهش رفتارهای آسیبزا کمک کند.
حمایت از حیوانات؛ بخشی از سیاست پیشگیری از خشونت
در نهایت، حمایت از حیوانات را نباید در تقابل با حمایت از انسانها تعریف کرد. جامعهای که در آن خشونت علیه موجودات بیدفاع عادی تلقی شود، با مسئلهای فرهنگی و اجتماعی روبهروست که آثار آن ممکن است از محدوده حیوانات فراتر رود.
هدف از جرمانگاری حیوانآزاری صرفاً مجازات فردی نیست که به حیوانی آسیب زده است؛ بلکه ایجاد خط قرمزی روشن در برابر خشونت غیرضروری، حمایت از موجودات بیدفاع و در سطحی گستردهتر، تقویت فرهنگ منع خشونت در جامعه است.
از همین رو، میتوان در چارچوب مبانی فقهی و حقوق کیفری ایران و با بهرهگیری سنجیده از تجربه نظامهای حقوقی دیگر، از جمله آلمان، قانونی متوازن و بومی برای حمایت از حیوانات طراحی کرد؛ قانونی که نه بر پایه تقلید، بلکه بر اساس ظرفیتهای داخلی حقوق ایران، آموزههای اسلامی و ضرورتهای اجتماعی امروز شکل گیرد.
چنین قانونی میتواند هم خلأ موجود در حمایت کیفری از حیوانات را کاهش دهد و هم جایگاه پیشگیری از خشونت را در سیاست جنایی کشور تقویت کند.